تاریخ خبر:‌سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ - بازدید:‌۱۸۳
تنها راه ایجاد تناسب بین فرم و محتوای اسلامی در سینما، رسوخ به فرم نشات گرفته از غرب است

در نشست علمی " جستاری در سینمای دینی " در دانشکده دین و رسانه-قم عنوان شد

 

 

شست علمی «جستاری در سینمای دینی» در دانشکده دین و رسانه ـ قم برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی دانشکده دین و رسانه، در این نشست تخصصی دکتر محمدحسن فردوسی زاده با اشاره به اهمیت بحث سینمای دینی گفت: بنده با دغدغه ای که در این باره داشتم، رساله دکتری خود را به این موضوع اختصاص داده و نظریات نظریه پردازان مسلمان و مسیحی را در دو بخش یعنی رابطه سینما و دین و رابطه میان فرم و محتوا تطبیق داده و جمع بندی کرده ام.

وی با بیان اینکه در معماری اسلامی‌بناهایی داریم که هنگام ورود به آن‌ها احساس توحید به ما دست می دهد، تصریح کرد: این فضاها نگرش توحیدی به انسان می‌بخشد، درست برعکس معماری‌هایی که امروزه در حال انجام بوده و ناشی از نگرش مدرن و نگرش شیء گونه به انسان است و این مسئله در مورد هنر خوشنویسی و خط و نگارگری هم رخ داده است.

فردوسی زاده ادامه داد: در هنرهایی مانند معماری و خوشنویسی با همه مشکلات به نظر می رسد ما خودمان را با شرایط تطبیق داده ایم، ولی در سینما وضعیت متفاوت است؛ بنده هنوز متوجه نشده ام که سیاست حاکم بر سینمای دینی ما چگونه است و این خلأ که ریشه در مباحث نظری دارد، کماکان پابرجاست.

این محقق در خصوص چگونگی مواجهه دنیای غرب با هنر سینما اظهار داشت: جانستون مواجهه غربی‌ها با سینما را به پنج دسته تقسیم کرده است. گروه اول کسانی بودند که اساساً حضور در سالن سینما را مخالف آموزه‌های مسیحی می دانستند و مردم را از دیدن فیلم پرهیز می دادند. دیدگاه دیگر برخورد احتیاطی بود که می‌گفت اگر یک مسیحی بنیادهای فکری محکمی داشته باشد، می تواند خود را با عرصه هنر درگیر کند و دیدگاه سوم هم مدافع گفت و گو با این مقوله و نقد آن بوده است که طرفداران بیشتری دارد. دیدگاه دیگر مصادره به مطلوب است ؛ به این معنا که ارائه تفسیر دینی از هر اثر سینمایی ممکن است و دیدگاه پنجم هم رویارویی الهی است که می‌گوید باید از منظر دین با آثار برخورد شود.

فردوسی زاده افزود: به عقیده جانستون هنر می تواند دینی باشد، ولی نمی تواند مسیحی، محمّدی یا بودایی باشد. همان طور که علم مسیحی نداریم، هنر مسیحی و اسلامی هم نداریم.

وی ادامه داد: به گفته خانم مایلز امروزه غالب مخاطبان مسیحی مطالبی را در سینما می آموزند. لذا سینمای امروز کارکرد کلیسای دیروز را دارد. البته اشکالی هم گرفته و می‌گوید نقشی که شمایل ها در فرهنگ مسیحی دارند، سینما نمی تواند ایجاد کند. وی معتقد است امکان ندارد از سینمای دینی توقع داشته باشیم که ایمان افراد را تقویت کند.

این محقق تصریح کرد: مارش که دیدگاهی مشابه با خانم مایلز دارد معتقد است ورزش، تلویزیون و آموزش سه رقیب اصلی کلیسا و دین هستند. البته رفتن به سینما تبدیل به عادت مذهبی شده است و علت آن هم خلأ تفریح در ادیان است. جانستون هم از خلأ امکان تخیل و رؤیاپردازی در مذهب می‌گوید و مدعی است که سینما این خلأ را برطرف می‌کند.

فردوسی زاده در ادامه به آراء نظریه پردازان مسلمان پرداخت و اظهار داشت: شهید آوینی و مرحوم مددپور نگرشی نزدیک به یکدیگر دارند، ولی دیدگاه نصرت الله تابش با آن دو متفاوت است. آوینی سینما را زاییده تفکر بشر غربی می داند، در حالی که تابش آن را زاییده تکنولوژی انسانی می داند و به همین دلیل، وجود روح و جهت فطری و غایی برای سینما را نپذیرفته و آن را به مثابه ابزار می داند. وی معتقد است که سینمای دینی هم اکنون با وجود امثال تارکوفسکی، برگمان و ... محقق شده است. اما داشتنِ سینمای اسلامی تا قبل از ظهور حضرت حجت (عج) میسور نخواهد بود و ما صرفاً می توانیم سینمای منتظر داشته باشیم.

وی ادامه داد: مرحوم مددپور برخلاف تابش، آثار امثال تارکوفسکی را مصداق سینمای دینی محسوب نمی‌کند. آوینی هم به وجود غایت فطری برای سینما قائل است؛ لذا اعتقاد دارد ما برای رسیدن به سینمای اسلامی‌باید به ذات سینمای غربی رسوخ کنیم.

این پژوهشگر هنر در ادامه به بحث رابطه فرم و محتوا پرداخت و گفت: مایلز بیشتر به مضامین داستان‌ها توجه داشته و جانستون نیز معنای موسّعی از فرم در نظر گرفته است. تابش هم مضمون را مسئله اصلی می داند، گرچه به فرم هم ورود کرده است. این نظریه پردازان بیشتر در صدد تحلیل فرم موجود بوده اند. اما در مقابل، آوینی می‌گوید: ساده انگاری است که بگوییم سینما ظرفی است که می تواند مظروف هر چیزی بشود و سینما ابزاری است که هر چیزی را می توانیم درون آن بریزیم.

فردوسی زاده افزود: محتوا محصول فرم است، نه اینکه فرم و محتوا جدا از هم باشند. به همین دلیل آوینی می‌گوید فرم از ذات سینمای غربی می آید؛ لذا این فرم مناسب نگرش اسلامی ما نیست و تنها راه ایجاد این تناسب، رسوخ به فرم نشأت گرفته از غرب است.

این محقق در ادامه تصریح کرد: تشتّت آراء نظریه پردازان مسلمان از یک سو و نبودِ مبنای علمی درست برای کارهای پژوهشی از سوی دیگر، سبب شده تا آراء نظریه پردازان در این عرصه رها شده و تناقضات جدی میان آن‌ها پدید آید. به گونه ای که برخی اساساً امکان تحقق سینمای دینی را زیر سؤال می‌برند و برخی معتقدند سینمای دینی هم اکنون محقّق است. مشکل دیگر، عدم ورود نظریه پردازان مسلمان به حوزه عمل است. البته استثنائاتی مثل شهید آوینی وجود دارد که آن هم به جریان تبدیل نشده است.

فردوسی زاده با طرح این سؤال که آیا رسوخ در فرم با ویژگی‌های مدّنظر شهید آوینی، ممکن است یا نه؟ و اگر هست، چگونه؟ بیان کرد: بنده سعی کرده ام در حوزه فیلمنامه این امکان را بررسی کنم و از الگوی سفر قهرمان بهره برده ام.

وی با بیان اینکه ما هنوز در ابتدای راهِ پیاده سازی نظریه سینمای دینی هستیم، تصریح کرد: صِرف اینکه در یک فیلم، نماز و دعا کردن نشان داده شود، به معنای تولید اثر دینی نیست؛ لذا تنها مضمون دینی نمی تواند فرم را دینی کند.

این پژوهشگر در بخش دوم سخنانش به تبیین بخش هایی از رساله دکتری خود با موضوع «تدوین فیلمنامه شخصیت محور بر اساس الگوی دینی» پرداخت و گفت: بنده در این رساله، روایت و نقطه دید را با توجه به بحث کانونی سازی مورد بحث قرار داده ام. همچنین به نقطه کانونی شدگی در قصص قرآنی نیز پرداخته ام؛ یعنی یک انسان مطلوب از منظر قرآن چه ویژگی‌هایی دارد؟ بنده از لفظ انسان کامل هم بهره نبرده ام، زیرا این تعبیر در قرآن نیست و ظاهراً از ابن عربی به بعد کاربرد یافته است.

وی همچنین با اشاره به الگوی سفر قهرمان تصریح کرد: در الگوی سفر قهرمان، خدا وجود ندارد و دنیا، تاریک و محکوم به شکست است. همچنین انسان ذاتاً تنهاست. البته در مرحله ای، دیدار با یک پیر فرزانه به جای خدا وجود دارد. بنده الگوی سفر قهرمان را با داستان حضرت یوسف (ع) تطابق داده ام که به نظر می رسد تفاوت های جدی وجود دارد و به تصریح قرآن، دخالت خداوند در سرنوشت یوسف بارها ذکر شده و این مسئله در الگوی غربی وجود ندارد. همچنین تطابق داستان حضرت موسی (ع) با این الگو را هم مورد توجه قرار داده ام و در نهایت معتقدم اگر ما بخواهیم الگوی سفر قهرمان را با دید شیعی منطبق و نزدیک کنیم، احتمالاً باید مراحلی را طی کنیم.

این محقق در ادامه افزود: بنده تلاش کرده ام نقائص فرم غربی را برطرف کرده و با توجه به تعریف دین اسلام از انسان مطلوب و از رابطه انسان با دنیا و خدا، فرم دینی متناسب با نگاه خود بسازیم؛ یعنی ما می توانیم با تعریف این مقولات، از فرم الگوی سفر قهرمان هم فرم دینی برای فیلم و سینما تولید کنیم.

فردوسی زاده ادامه داد: جوزف کمبل الگوی سفر قهرمان را بر اساس دنیای مسیحی تولید کرده است. لذا شاید اگر ذهن رهاشده از سکولاریسم و توحیدی به بحث اسطوره‌ها بنگرد، الگوی متفاوت دیگری را بیرون بکشد. به همین دلیل امداد غیبی در الگوهای غربی دیده نمی‌شود و آن را تصادف می داند.

وی در پایان با بیان اینکه ساختار فیلم هایی مانند گلادیاتور به ما الگو می دهد از جمله این که دنیای این الگو وحشتناک و تنها است، تصریح کرد: این مسئله دغدغه بنده بوده که چرا ما نتوانیم این الگو را با فرم و محتوای خود و نیز باورمان در مورد شخصیت های مدّنظرمان تولید کنیم؟ لذا تصور بنده این است که نقطه دید تنها راهی است که می توانیم رابطه میان انسان و دنیا و خدا را تحلیل کنیم.

 

(روابط عمومی دانشکده دین و رسانه ـ قم)

امتیاز شما

نظر شما
کد بالا را وارد کنید:
نظر های بازدیدکنندگان
کلیه حقوق این سایت متعلق به دانشکده صدا و سیما قم می باشد .