Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 68475
تاریخ انتشار : 26 بهمن 1393 9:1
تعداد بازدید : 1002

جشنواره فیلم فجر- روز نهم

گزارش اجمالی از فیلم های اکران شده در روز نهم سی و سومین جشنواره فیلم فجر

فیلم اول« ایران برگر»
ساخته مسعود جعفری جوزانی
بخش سودای سیمرغ


اگر لوده بازیهای سریال پایتخت را دوست داشته باشید حتما از دیدن این فیلم لذت خواهید برد، البته اینجا با لهجه لری. ایران برگر یک کمدی هجو سطحی است درباره انتحابات، و تیکه پراکنی های سیاسی و البته چاشنی بسیار مهم تحقیر و توهین قوم لر .
نماد سازی جامعه ایرانی به یک روستای دور افتاده و شبیه کردن رفتار رقبای انتخابات به رجل سیاسی و ...طنز نیست تحمیق مخاطب است که در سطحی ترین شکل خود به نمایش گذاشته می شود .


فیلم دوم« جامه دران»
ساخته حمید رضا قطبی
بخش نگاه نو


جامه دران سه ایپزود دارد که قصه آن از دید سه زن روایت می شود؛ دو قصه اصلی که نتیجه آن در ایپزود اول به تصویر کشیده می شود.
جامه دران به خاطر اقتباس از رمان ناهید طباطبایی، فیلمنامه ای جذاب و منسجم دارد. موضوع فیلم ظلم به زنان و مردسالاریست. در دهه پنجاه خان زاده ای زنی از طبقه مرفه می گیرد که بچه دار نمی شود، زن مرد را مقصر می داند اما بعد روشن می شود که مرد قبلا با دختر خدمتکارشان ازدواج کرده و از او بچه دارست. عنصر قصه گویی و کشش درام مهمترین امتیاز فیلم جامه دران است. امتیاز مهمی که خرده ایرادات فضاسازی و ... را به چشم نمی آورد.
ایراداتی مثل طراحی صحنه و لباس که در برخی صحنه ها منطبق بر زمان داستان نیست و فضا تصنعی بنظر می رسد،و دیالوگها که در برخی جاها شعاری و بد است. اتهام نازایی به مرد آنهم در دهه پنجاه ! و آزمایش!  که خنده دار بنظر می رسد.


فیلم سوم «مردی که اسب شد»
ساخته امیرحسین ثقفی
بخش هنر و تجربه


مردی که اسب شد فیلم خاص است برای مخاطب خاص!
ریتم بسیار کند، فضای سرد و آرام و کشدار وباران سیل آسا که یکریز می بارد، انسانهای سرگشته و سرگردان و بدون حرف، فقط منولوگهایی که از زبان مردی دیوانه که بدون حس فریاد زده می شود.
فیلم قرار نیست قصه بگوید، قرار نیست شخصیت داشته باشد، فیلم فرم است و تکنیک؛ قابهای زیبای توخالی. حرکت کند دوربین و نماهای باز بسیار طولانی و کسل کننده همه و همه تقلید کورکورانه فیلمهای اروپای دهه هفتاد. مردی که اسب شد نمونه سینمای ابزورد است بدون بار مفهومی فلسفی، نمونه ادایی و ریاکارانه سینمای بلاتار و اگر به زور توجیه بشود معنایی را از دل پلان های طولانی و نماهای بدون فکر پیدا کرد منتهی به فلسفه نهیلیسم است و بس.

فیلم چهارم انیمیشن شاهزاده روم
ساخته هادی محمدیان طبقی
بخش خارج از مسابقه


قصه مادر «امام زمان عج» قصه زیباییست که بن مایه خوبی برای ساخت یک انیمیشن قدرتمنداست، و می توان درامی جذاب و قوی از آن آفرید اما انیمیشن شاهزاده روم عقب است، خیلی عقب است نه تنها در فرم و تکنیک که در داستان و درام هم عقب است. با صرف داشتن یک موضوع قوی و تم مذهبی نمی توان انیمیشن خوب و فاخر ساخت، فیلمساز تلاش زیادی نموده تا بین پرداخت دراماتیک و بیان واقعیت تاریخی تراز ایجاد کند، و به خاطر هر کدام دیگر جنبه را از بین نبرد، اما آنچه که باید می بود درنیامده. همچنین در برخی صحنه زبان کودک فراموش شده است و صرف نشان دادن چند بچه الکی خندان و اضافه کردن تخیلی یک پروانه به داستان فضا فانتزی و کودکانه نخواهد شد.

فیلم پنجم « ابوزینب»
ساخته علی غفاری
بخش خارج از مسابقه


سخنرانی سید حسن نصرالله در سال ۲۰۰۰ (که در آخر فیلم نیز پخش می شود) و افشای راز ابوزینب قهرمان شهدای مقاومت،  ایده خوبی برای یک فیلم واقع نما می شود و علی غفاری به خوبی از این داستان بهره برده.
اما لوکیشنهای واقعی لبنان و فضاسازی مستندوار، روایت کلاسیک و سرراستی را می طلبد که فیلمساز بجای تعریف سرراست داستان روایت را بهم می ریزد و بطرز بدی از فلش بک استفاده می کند.
پنهان کردن نقطه اوج یعنی عملیات ابوزینب و انفجار کاروان اسرائیلی، تمهید خوبی برای تعلیق و ایجاد کشش برای مخاطب نیست.
نمابندی های تلویزیونی و ایجاد فضای شبه مستند کار را نبدیل به یک تله فیلم نموده که اثر هنری فاخری بشمار نمی آید.

ثبت شده توسط : مصطفی سیدآبادی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.