Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 68393
تاریخ انتشار : 21 بهمن 1393 13:52
تعداد بازدید : 1141

جشنواره فیلم فجر- روز هشتم

گزارش اجمالی از فیلم های اکران شده در روز هشتم جشنواره فیلم فجر

در واپسین روزهای مانده، جشنواره از تب و تاب افتاده و نفس های آخر را می گشد، این را می شود از کم شدن حضور هنرمندان و اهالی رسانه ، ازدیاد میهمانان بدون کارت و و جوانان بدنبال عکس و امضای یادگری و فیلمهای نچندان دلچسب اکران شده بخوبی فهمید.

فیلم اول «طعم شیرین خیال»
ساخته کمال تبریزی
سودای سیمرغ


تبریزی بیانیه محیط زیست خود را با زبانی لطیف بیان می کند، یک عاشقانه ساده و شیرین با لهجه کرمانی با روایتی فانتزی انیمیشن برای گفتن اتفاقات تلخی که برای محیط زیست می افتد، شخصیت های اصلی خوب پرداخته شده اند اما بقیه در حد تیپ باقی می مانند، استفاده از تکنیک فاصله گذاری برای بیان روایت در ابتدا جالب به نظر می رسد اما بعد از چند بار تکرا بی مزه شده و جذابیت خود را از دست می دهد. بهره گیری از طبیعت بکر کرمان نیز غیر از کارکرد داستانی محیط زیست کمک شایانی به فیلم نمی کند. طعم شیرین خیال شاهکار نیست و حتی پله ی سعودی برای کمال تبریزی محسوب نمی شود، یک فیلم ساده و سرگرم کننده است که می شود یکبار دید.


فیلم دوم «در دنیای تو ساعت چند است»
ساخته صفی یزدانیان
بخش نگاه نو


داستان نوستالوژی دختری که به گذشته اش بر می گردد و عاشقی که همه عمرش را عاشق مانده و سکوت کرده، یک عشق فراموش شده یک طرفه، با چاشنی موسیقی گیلکی فرانسوی، فقط همین نه قصه ای، نه داستانی، ونه حتی شخصیتهای درست، آدمهایی که گذشته و هدفشان روشن نیست و برخی از آنها ناشناخته می مانند مثل شخصیت آنتوان که می تواند تأثیر مستقیم روی داستان داشته باشد ولی وجودش نه تایید می شود نه انکار، فیلم فقط یک عرض ارادت است به زوج هنری و خانواده مرحوم علی حاتمی.


فیلم سوم «نزدیکتر»
ساخته مصطفی احمدی
بخش سودای سیمرغ


فیلم آغاز بسیار خوبی دارد پسری بعد از چند سال دوری از خانواده به خانه برمی گردد خانواده ای که در آن همه چیز بهم ریخته است و هیچ کس منتظرش نیست.
فیلمنامه به خوبی بست و گسترش پیدا می کند و شخصیتها را آرام و درست معرفی می کند، غیر از شخصیت پسر عمو با بازی پارسا پیروزفر که خیلی شعاری و گلدرشت است بقیه شخصیتها خیلی خوب پرداخت شده اند.
چفت و بست قصه خیلی خوب است، همه چیز ما را به گذشته هدایت می کند گذشته خراب پسر، اما در پرده سودم ناگهان همه چیز تغییر می کند تحول خیلی بد و شعاری صورت می گیرد و به یک باره همه چیز خوب و خوش تمام می شود. مسئله ای که در فیلم تا این حد جدی معرفی می شود را نمی توان با یک کاسه آش و چندتا لبخند حل کرد. رد پای بهرام توکلی و اثر جدیدش «من مارادونا هستم» با به بسخره گرفتن پایان خوش در اینجا که خود یکی از نویسندگان فیلم است بخوبی درک می شود.


فیلم چهارم«روز  مبادا»
ساخته فائزه عزیزخوانی
بخش هنر و تجربه


فیلمی با بیان مستند از زندگی واقعی خانوادگی، سبک فیلمهای دورهمی با دوربین هندی کم که داوودنژاد و خانواده هنرمندش! سالها زحمت کاشت تخم آن را در سینما کشیدند. واقعا وقتی می توان به همین راحتی دوربین را برداشت و در خانواده چرخید و فیلم ساخت چرا بقیه فیلمسازان وقت و هزینه و نیروی انسانی را اتلاف می کنند؟!!
دوربین در دقایق ابتدایی و انتهای فیلم خیلی مشوش و پر حرکت است و فرم بشدت مستند است و کیفیت تصویر و تصویربردای بسیار پایین اما پس از شکل گرفتن داستان دوربین آرام تر و کادر بندی شکل سینمایی تری پیدا می کند.
استفاده از مضامین مذهبی و تمسخر آنها مثل پرداختن به موضوع حجاب، تطهیر فرش، نماز قضا و شهدا و حتی عدم تمکین!! فیلم را از قصه بی اوج وفرود مادر دور می کند، و داستان را برای مخاطب جذاب می کند اما نیت فیلمساز و اکیپ سازنده روشن می کند، این تمسخر زندگی دین مدارانه تا جایی پیش می رود که مادر حتی برای دزدیدن پول شوهرش هم ابتدا توجیه شرعی می کند و بعد با استخاره دست به دزدی می زند، سکانس مسجد اوج این توهین به دین است. هرچند «روز مبادا» به لحاظ پرداخت داستان و کارگردانی بسیار بهتر از بعضی کارهای استادانش کیارستمی و داوود نژاد است.


فیلم پنجم «دریا و ماهی پرنده»
ساخته محمد غفار زاده
بخش خارج از مسابقه


نه رقابت معاون ندامتگاه با رییس، نه عشق نصف و نیمه مددکاران ندامتگاه، نه نقاشی های شبانه روی دیوارها که به طرز مضحکی به دور از چشم نگهبانان هر شب دیوارها را سیاه می کند و نه فرار کردن خواهر پسر لال و بزهکار از خانه ، هیچکدام به اندازه ای پتانسیل روایی ندارند که مخاطب را از دیدن فیلم "دریا ماهی پرنده" راضی نگه دارد.
"مهرداد غفارزاده" با انتخاب لوکیشن ندامتگاه، قاب بندی های متفاوت و فیلترهای رنگی و نور پرکنتراست تصویر سعی کرده است فیلم رنگ و لعاب داری بسازد و با این تمهید توجه مخاطب را برای نگاه  مهربانانه تر به زندگی بزهکاران نوجوان جلب نماید. اما دریغ از ذره ای توجه به چفت و بست فیلمنامه و بنای درست داستان.

ثبت شده توسط : مصطفی سیدآبادی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.