Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 68333
تاریخ انتشار : 20 بهمن 1393 13:48
تعداد بازدید : 774

روز هفتم

جشنواره فیلم فجر- روز هفتم

گزارش اجمالی از فیلم های اکران شده در روز هفتم جشنواره فیلم فجر

خلوت ترین روز، و روز فیلمهای متوسط
هفتمین روز جشنواره روز خلوتی بود، که البته بی ربط با فیلمهای پخش شده نیست؛ هیچکدام از فیلمهای امروز نه خیلی خوب بودند و نه خیلی ضعیف.


فیلم اول «مزار شریف»
ساخته عبدالحسن برزیده
بخش سودای سیمرغ


یک فیلم سر راست با فیلمنامه کلاسیک و کارگردانی خوب. فیلم مزار شریف به جریان شهادت دیپلماتهای ایرانی در مزار شریف می پردازد، داستانی دقیق با دکوپاژ درست صحنه های داخلی .
هرچند استفاده بی جا از جلوه های ویژه باعث مصنوعی شدن برخی صحنه ها شده، صحنه هایی که می شد با کمترین هزینه به شکل جلوه های ویژه میدانی کار شود و قطعا تأثیر بهتری در فیلم داشت.
همچنین در فیلم گره هایی ایجاد می شود
که بازگشایی نمی شود، کشته نشدن بازمانده و چگونگی رسیدنش به ایران ابهاماتی و تردیدهایی را ایجاد می کند که در پایان حل و فصل نمی شود، ابهاماتی که به شخصیت اصلی ضربه می زند. میزانسن مکان بازجویی با تفاوت نماهای بیرونی، فضای برزخ واری را ترسیم می  کند که به ابهامات کار اضافه می کند.


فیلم دوم « آزادی مشروط»
ساخته حسین مهکام
بخش نگاه نو


زندگی بچه ای که مرتکب جرمی شده و از کانون اصلاح و تربیت آزاد می شود ایده خوبی برای روایت داستان است، ایده که با فیلمنامه بد به فنا رفته است، قصه روایتی کلاسیک می طلبد اما فیلمساز سعی در پیشبرد آن با خرده پیرنگها دارد و از همین جا اشکالات اساسی فیلمنامه شروع می شود. عدم شخصیت پردازی و چینش درست کست بازیگران مهمترین نکته ضعف فیلم است؛ شخصیت روانشناس به هیچ وجه در نیامده و شبیه هر چیزی است الا روانشناس، همچنین بقیه شخصیت فیلم مثل کاراگاه پلیس که هیچ نمودی از شخصیت خود ندارد و نقش مادر که مسئله و هدف اش مشخص نیست .
کارگردانی ضعیف است و صحنه ها پرداخت خوبی ندارد. طرح معمای قتل و اتهام واهی به پسرک بسیار بد است، هیچ کد و نشانه ای برای انگیزه قتل نمی گذارد و ماجرا نیز از همان اول لو رفته است.
حسین مهکام جزء فیلمنامه نویسان باسابقه است و اگر کارگردانی اشکال داشت برای ما قابل قبول بود اما این فیلمنامه است که از اساس مشکل دارد.


فیلم سوم «شیفت شب»
ساخته نیکی کریمی
بخش سودای سیمرغ


فیلم شیفت شب داستان خود را ساده و بی تکلف بیان می کند، زنی که آرام آرام از مشکل شوهرش آگاه می شود و در صدد حل آن برمی آید.
شیفت شب به سیاهی فیلمهای قبلی نیکی کریمی نیست و از اداهای روشنفکری بدور است، اما هنوز هم جامعه را سیاه نشان می دهد، همه مردم غرق در مشکلات اقتصادی اند اما در این میان زنی وجود دارد که با چنگ و دندان در پی حفظ کانون خانواده است، زنی که در ابتدا کنش گر نیست و منتظر است تا همسرش مشکل را حل کند اما در انتهای فیلم مصمم به حل مشکلات شوهرش می شود.


فیلم چهارم «شرفناز»
ساخته حسن نجفی
بخش سودای سیمرغ


فیلمی درباره زندگی مشقت بار یک زن، قاچاق دختران، قاچاق سوخت و آموزش نیروهای تکفیری و البته زندگی در پاکستان
شرفناز سوژه خوبی دارد و کارگردان لوکیشن های خوب و چشم نوازی را انتخاب کرده ، فیلم عشق مادری را با تمام حس نشان می دهد اما نمایش مدام این احساسات و استفاده از ابزار حرکتی دوربین بدون توجیه دکوپاژ در بعضی صحنه ها کار را شبیه به نماهنگ می کند.
معرفی شخصیت ها دیر شکل می گیرد ما تا انتهای پرده اول پدر را نمی بینیم و رابطه بین زن مرد اصلا شکل نمی گیرد ، صحنه ها به درستی پرداخت نشده و کار را از باور پذیری خارج می کند.
لوکیشن، چهره ها و گویش چندپاره بیشتر جنوب کشورمان را یا دآور است و تا نیمه های فیلم شاید کسی متوجه نشود که داستان در پاکستان اتفاق می افتد. ناکجایی بودن زبان البته شاید تمهیدی باشد برای تعمیم این داستان و گفتن چیزهایی که به دلیل حساسیتهای موجود نمی شود به کشور خودمان ربط داد.
تجربه نشان داده فیلمهای تولید شده در کشور با موضوع فلسطین و لبنان و افغانستان در بهترین شکل خود شعاری و غیر واقعی می شود. با این وجود چرا فیلمسازان ما اینقدر اصرار به ساخت فیلم درباره کشورهایی دارند که فرهنگ و تعاملات آن را نمی شناسند.


فیلم پنجم« پدر آن دیگری»
ساخته یدالله صمدی
خارج از مسابقه


فیلمی در ژانر کودک با موضوع تبعیض والدین و تحقیر یک کودک که دیر زبان می گشاید، سوژه ای که شاید برای یک فیلم کوتاه سی دقیقه ای  بسیار خوب باشد اما قطعا کشش یک فیلم بلند ۹۰ دقیقه ای را ندارد چه رسد به دو ساعت!!! که صمدی با صرار بی خودش بر ماجرا آن را کش می دهد، فیلمساز موقعیتهای زیادی برای حرف زدن شهاب قرار می دهد تا مثلا برای مخاطب تعلیق ایجاد کند، اما از هیچکدام بهره برداری درستی نمی کند، موقعیتهایی مثل سیگار کشیدن پسرعمو، آتش گرفتن خانه عمو، پارک رفتن های دختر عمو و نیامدنش,اما جناب فیلمساز! آیا واقعا قصه ی فرعی مثل از بین رفتن بکارت دختر جایش در این فیلم است؟!! آنهم اتفاقی که هیچ تاثیری در قصه اصلی و حرف زدن پسر ۶ ساله ندارد!
فیلم در انتها با ساده ترین و بی مزه ترین شکل گره گشایی می شود و پسرک به حرف می آید.

ثبت شده توسط : مصطفی سیدآبادی

نظر شما



نمایش غیر عمومی

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.