Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 304
تاریخ انتشار : 24 اسفند 1389 0:0
تعداد بازدید : 26607

ارتباط جمعی و حوزه های علمیه

مهندس جعفری جلوه: در یادداشتی به اولین هم اندیشی استادان دانشکده صداوسیما قم: به راستی چگونه نسبتی میان ارتباط جمعی و حوزه های علمیه مطرح است؟

مهندس جعفری جلوه در یادداشت" ارتباطات جمعی و حوزه های علمیه": به راستی چگونه نسبتی میان ارتباط جمعی و حوزه های علمیه مطرح است؟

به سخن دیگر عرصه ارتباطات و فعالیت‌های رسانه‌ای چه نیازهایی به مراکز علوم دینی دارند؟ اولویت‌ها کدام است؟ و نیز اینکه دانشجویان، طلاب و محققان در عرصه‌های حوزوی دارای کدام مزیت‌ها برای فعالیت در عرصة ارتباطات و رسانه‌اند؟

به راستی چگونه نسبتی میان این دو عرصه و در این میانه مطرح است؟ به سخن دیگر عرصه ارتباطات و فعالیت‌های رسانه‌ای چه نیازهایی به مراکز علوم دینی دارند؟ اولویت‌ها کدام است؟ و نیز اینکه دانشجویان، طلاب و محققان در عرصه‌های حوزوی دارای کدام مزیت‌ها برای فعالیت در عرصة ارتباطات و رسانه‌اند؟
برای روشن شدن مطلب باید دید ارتباط جمعی در چند ساحت حیثیت علمی و تخصصی دارد؟ بی شک نخستین ساحت در عرصة نظری و گفتمانی است و در وحلة دوّم عرصة مهندسی پیام یا مخاطب‌شناسی، نیازسنجی، برنامه‌ریزی و طراحی کلان پیام و نهایتاً مدیریت رسانه است و سوّم عرصة عملی و نقش آفرینی در تولید هنری یعنی تولید فرم و محتوای محصولات سمعی و بصری است. از این سه ساحت کدام اولویت مردان حوزوی و طلاب علوم دینی است؟ کافی است قدری بیشتر هر یک را بشکافیم و بشناسیم.
عرصة نظری و گفتمانی، از یک سو یعنی همان عرصه زیبایی شناسی و نقد و از سوی دیگر عرصة علم ارتباطات و کلیة شقوق و مؤلفه‌های آن. در این عرصه چه کرده ایم و چه می دانیم؟
آیا مبانی دینی ارتباطات و فهم ارتباطی دین برای ما معلوم است؟ آیا در این عرصه نمی بایست صاحب سخن بود و ایده و اندیشه داشت؟ مبانی نقد ملی، اصیل و بومی ما کجاست؟ گفتمان اسلامی و ایرانی ما درعرصه ارتباطات کدام است؟ از رابطه دین و ارتباطات چه مي‌دانیم؟ مگر دین برنامه ای لبریز از ارتباط برای نیل به اوج ارتباط نیست؟
مگر دین ارتباط خدا با انسان برای ارتباط انسان با خدا نیست؟
مگر دین مجموعة حاصل از ارسال رسل و انزال کتب نمی باشد و برنامة چهار ارتباط انسان را با خود، با دیگران، با طبیعت و با خدا عرضه نمي‌دارد؟ چهار ارتباطی که در برگیرنده همه تکالیف ماست و تمامی مسائل ما را شکل مي‌دهد.
باید گفت اینها همه هست، یعنی دین یک نظام جامع ارتباطی است حاوی اصول، قواعد، اجزاء، ساختار و پیشنهاددهنده چرخه ارتباطی و مدل ویژه و خاص خود. چرخه‌ای که در آن منبع پیام، پیام رسان، رسانه، پیام، پیامگیر، مقصد پیام، بازخورد، نیروهای اغتشاش و همه و همة اجزاء یک مدل ارتباطی کامل، معلومند و تعریف پذیر. مدلی که مبتنی بر آن خداوند به مثابه منبع پیام است. وحی، کتاب، نبی و ولی هم پیام اند و هم رسانه. همچنین پیام مجموعه افکار و رفتار مفروض و منظومه بایدها و نبایدهاست. مخاطب مردم ، ناس و جوامع بشری است و نیروهای اغتشاش مجموعه قوای   شیطانی اند و الی آخر.
فهم دین به مثابه یک نظام جامع ارتباطی یک ضرورت و به سخن بهتر یک خلاء جدی در شرایط موجود است. و گامی است بلند در بومی سازی علوم انسانی که مقصد و مقصودی است مهم در حال حاضر، و چه کسانی اولی تر از طلاب علوم دینی برای ورود به این عرصه که پیش نیازهای این مبحث را در علم بلاغت، علم تبلیغ، علم خطابه و ختامه طی قرون گذرانده اند.
به نظر حقیر این اولویت کار در دانشکده صداوسیمای واحد قم است.
که البته هرگز نافی دو عرصه و دو ساحت دیگر نیست. یعنی مهندسی پیام و تولید فرم و محتوای سمعی و بصری.
بر این اساس در وحلة دوّم، مخاطب شناسی و نیازسنجی یعنی انسان شناسی و شناخت نیازهای اصلی و فرعی انسان و جامعه بر مبنای نگاه و نگرة دینی است. یعنی شناخت انسان متصل. انسان آمده از خدا و رهسپار به او. انسان از او و تا او. انسان با ابعاد عظیم و لایتناهی. انسان با لایه های عجیب و وجوه پیچ در پیچ و ابعاد توأمان مادی و معنوی، جسمی و روحانی و خاکی و افلاکی.
 
سال ها فکر من اینست و همه شب سخنم    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام؟ آمدن ام بهر چه بود؟       به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
مرغ باغ ملکوتم نی یم از عامل خاک     چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

شناخت مخاطب یعنی شناخت این انسان، یعنی انسان شناسی، یعنی انسان خدا گونه شناسی، یعنی خداشناسی، شناخت خدایی انسان یا شناخت انسان خدایی، انسان متصل.
شناخت این انسان با طیف امیال، نیازها و مصالح اش یعنی همان سه گانة میل، نیاز و مصلحت مخاطب یک ضرورت است و مکمل آن. شناسایی مدیریت ایستا و پویای رسانه است. مدیریتی که در چهارچوب هست ها مي‌ماند و ایستاست یعنی تسلیم میل مخاطب است و محدود به نیازهای موجود و گرفتار برای عمل براساس مصلحت مخاطب و مدیریتی که رهسپار بایدهاست و پویاست یعنی نیازهای مخاطب را به میل او و مصالح او را به نیاز او تبدیل می کند و الی آخر. و اگر بر وفق میل مخاطب عمل مي‌کند به منزلة تسلیم به امیال او نیست بلکه پاسخ به نیازهای اوست و عمل در چارچوب مصالح عالیه‌اش.
اما گفتیم مخاطب شناسی، یعنی شناخت انسان متصل و نیز شناخت طیف نیازهای این انسان   نیازهای اصلی و حیاتی او یا همان ارزش های بنیادین فرهنگ، هویت، عبودیت، سلامت، معیشت، امنیت، رشد یا پیشرفت، جمعیت، عزیمت، عدالت، حمیّت، جسارت، فراغت و طبیعت. شناخت و طرح برنامه ریزی در راستای این نیازها و نیز مطالعه تأثیرات رسانه بر این ارزش های پیش گفته یا همان مطالعات فرهنگی و رسانه؛ اینها نیز اولویت دیگری برای شماست و در مرحلة آخر حضور در عرصة تولید فرم و محتواست. یعنی هنرمندی و برنامه سازی.
که اوّلی کمتر محصول آموزش صرف آکادمیک است بلکه حاصل از ذوق و خلاقیت و تجربه و آزمون و خطا و رابطه استاد و شاگردی است و دوّمی البته قابلیت آموزش رسمی بیشتر و جدی تر دارد و در دستور کار است و چرا که نه؟ چرا طلاب در این عرصه عرض اندام نکنند؟ آری بیایند، باشند امّا اولویت ها را فراموش نکنند.

ثبت شده توسط :

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

تمامي حقوق اين سايت متعلق به دانشکده صدا و سيما قم است.